ایمپلنت فوری و پایداری استخوان باکال؛ داده‌های ۱۰ ساله CBCT چه می‌گویند؟

در ایمپلنت فوری، سؤال اصلی فقط این نیست که ایمپلنت در همان جلسه کشیدن دندان قابل جایگذاری هست یا نه. مسئله مهم‌تر این است که بعد از healing اولیه، صفحه استخوانی باکال تا چه حد پایدار می‌ماند و آیا ضخامت اولیه آن می‌تواند وضعیت استخوان اطراف ایمپلنت را در بلندمدت پیش‌بینی کند یا نه.

مطالعه‌ای که در سال ۲۰۲۶ در Journal of Stomatology, Oral and Maxillofacial Surgery منتشر شد، دقیقاً همین سؤال را بررسی کرده است. Crespi و همکاران، ۴۷ ایمپلنت فوری تک‌دندانی را با CBCT در بازه ۱۰ ساله ارزیابی کردند تا ببینند ضخامت استخوان باکال در سطح ۲ میلی‌متر اپیکال‌تر از implant shoulder چگونه تغییر می‌کند و چه ارتباطی با ضخامت اولیه buccal plate دارد.


چرا استخوان باکال در ایمپلنت فوری تعیین‌کننده است؟

در ناحیه extraction socket، به‌ویژه در سمت باکال، استخوان معمولاً نازک‌تر، حساس‌تر و مستعد remodeling بیشتری است. اگر buccal plate در زمان جراحی نازک یا آسیب‌دیده باشد، حتی با وجود primary stability مناسب، ریسک تحلیل باکال، تغییر contour ریج، recession بافت نرم و افت نتیجه زیبایی بیشتر می‌شود.

به همین دلیل، در immediate implant placement، ضخامت buccal bone، موقعیت سه‌بعدی ایمپلنت، حفظ دیواره socket، طراحی emergence profile و ثبات clot اهمیت مستقیم دارند. این مطالعه از این جهت ارزشمند است که به‌جای تمرکز صرف بر survival rate، روی پایداری رادیوگرافیک استخوان باکال در بلندمدت تمرکز کرده است.


مقاله چگونه طراحی شده بود؟

این مطالعه از نوع retrospective cohort بود. بیماران بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ تحت درمان با ایمپلنت فوری تک‌دندانی و provisional restoration قرار گرفته بودند. از ۵۸ بیمار اولیه، ۴۷ ایمپلنت به‌دلیل داشتن CBCT قابل ارزیابی در دو زمان وارد تحلیل نهایی شدند. CBCTها در دو زمان بررسی شدند: T1 به‌عنوان ارزیابی میان‌مدت پس از فاز healing/remodeling اولیه، و T2 به‌عنوان پیگیری ۱۰ ساله.

نکته مهم این است که T1 بلافاصله پس از جراحی نبود. بنابراین این مقاله تغییرات از لحظه کاشت تا پایان healing اولیه را دقیق نشان نمی‌دهد؛ بلکه بیشتر نشان می‌دهد استخوان باکال بعد از تثبیت اولیه تا ۱۰ سال چقدر پایدار مانده است.

بیماران بر اساس ضخامت استخوان باکال در زمان جراحی به دو گروه تقسیم شدند:

گروه A: ضخامت استخوان باکال بیشتر از ۲ میلی‌متر
گروه B: ضخامت استخوان باکال برابر یا کمتر از ۲ میلی‌متر

این تقسیم‌بندی بر اساس ضخامت خود buccal plate بود، نه عرض jumping gap. این تفاوت مهم است، چون jumping gap یکی از عوامل مؤثر در healing ایمپلنت فوری است، اما در این مقاله به‌صورت کمی وارد تحلیل آماری نشده است.


پروتکل جراحی و پروتزی؛ چرا انتخاب کیس مهم است؟

در این مطالعه، همه ایمپلنت‌ها بلافاصله پس از کشیدن دندان قرار داده شدند. دندان‌ها بدون flap elevation خارج شدند و پس از extraction، سلامت دیواره‌های socket بررسی شد. موارد دارای dehiscence، fenestration یا عفونت حاد وارد مطالعه نشدند. همچنین هیچ graft یا biomaterial برای پر کردن فضای بین implant surface و socket wall استفاده نشد.

ایمپلنت‌ها کمی به سمت palatal قرار داده شدند تا فشار و آسیب به buccal plate کاهش یابد. از نظر پروتزی نیز provisional crown به‌صورت سفارشی طراحی شد تا contour و emergence profile دندان کشیده‌شده را بازسازی کند. این طراحی می‌تواند به حمایت soft tissue و حفاظت از clot کمک کند، اما باید دقت کرد: این مطالعه اثر مستقل provisional crown را جداگانه ثابت نکرده است.


یافته اصلی: ضخامت استخوان باکال در ۱۰ سال

در ارزیابی T1، گروهی که در زمان جراحی buccal plate ضخیم‌تری داشت، همچنان ضخامت باکال بیشتری نشان داد:

Group A: 2.2 mm
Group B: 0.5 mm
p < 0.001

در پیگیری ۱۰ ساله نیز این اختلاف باقی ماند:

Group A: 2.0 mm
Group B: 0.4 mm
p < 0.001

اما نکته کلیدی اینجاست: وقتی تغییرات طولی از T1 تا T2 بررسی شد، اختلاف بین دو گروه از نظر آماری معنی‌دار نبود. کاهش ضخامت باکال در گروه A حدود −0.3 mm و در گروه B حدود −0.1 mm بود و تفاوت بین گروه‌ها به سطح معنی‌داری نرسید.

پس برداشت درست این نیست که گروه ضخیم‌تر در طول ۱۰ سال الزاماً remodeling کمتری داشته است. برداشت دقیق‌تر این است که تفاوت اصلی بین دو گروه احتمالاً در فاز اولیه healing شکل گرفته و بعد از آن نسبتاً پایدار مانده است.


تحلیل آماری چه چیزی را روشن کرد؟

در مدل ANCOVA، وقتی ضخامت باکال در T1 وارد تحلیل شد، خود گروه‌بندی thick یا thin دیگر predictor مستقل ضخامت باکال در T2 نبود. متغیر اصلی و معنی‌دار، همان ضخامت باکال در T1 بود. یعنی وضعیت استخوان باکال پس از healing اولیه، بهترین شاخص برای پیش‌بینی وضعیت آن در پیگیری ۱۰ ساله بود.

این نکته برای دندانپزشک مهم است: اگر پس از فاز اولیه healing، CBCT نشان دهد که buccal plate هنوز ضخامت و موقعیت قابل قبولی دارد، احتمالاً وضعیت آن در بلندمدت پایدارتر خواهد بود. برعکس، اگر در همان مرحله اولیه، buccal bone نازک یا crest position اپیکال شده باشد، نباید انتظار داشت زمان به‌تنهایی وضعیت را اصلاح کند.


فقط ضخامت افقی مهم نیست؛ crest position هم اهمیت دارد

در پیگیری ۱۰ ساله، گروه A نه‌تنها ضخامت باکال بیشتری داشت، بلکه از نظر پوشش عمودی سطح ایمپلنت نیز وضعیت بهتری نشان داد. درصد سطح ایمپلنت که در سمت باکال توسط استخوان پوشیده شده بود، در گروه A حدود 96.9% و در گروه B حدود 86.1% بود. همچنین buccal crest در گروه A کرونال‌تر قرار داشت، در حالی که در گروه B بیشتر به سمت اپیکال جابه‌جا شده بود.

از نظر کلینیکی، این بخش حتی از ضخامت افقی هم مهم‌تر است. چون موقعیت crestal bone می‌تواند روی پایداری soft tissue margin، ریسک recession و نتیجه زیبایی اثر مستقیم‌تری داشته باشد.


پیام بالینی مقاله برای دندانپزشک

این مقاله یک پیام روشن دارد: در immediate implant placement، آناتومی اولیه و مدیریت فاز اولیه درمان تعیین‌کننده‌اند.

اگر socket سالم باشد، buccal plate حفظ شده باشد، ایمپلنت در موقعیت prosthetically driven و کمی palatal قرار گیرد، و provisional restoration بتواند emergence profile و ثبات بافتی را حمایت کند، استخوان باکال پس از healing اولیه ممکن است در بلندمدت تغییرات محدودی نشان دهد.

اما این مقاله مجوز ساده‌سازی درمان نیست. نباید از آن نتیجه گرفت که در همه ایمپلنت‌های فوری می‌توان graft را حذف کرد یا thin buccal plate را نادیده گرفت. خود مقاله روی شرایط انتخاب‌شده مطالعه کرده است: بدون dehiscence، بدون fenestration، بدون عفونت حاد، بدون heavy smoking و بدون bruxism. بنابراین تعمیم نتیجه به socketهای compromised، بیماران پرریسک یا کیس‌های esthetic پیچیده اشتباه است.


محدودیت‌های مهم مقاله

این مطالعه با وجود ارزش پیگیری ۱۰ ساله، چند محدودیت مهم دارد. طراحی آن retrospective است، بنابراین کنترل کامل روی متغیرهای مخدوش‌کننده وجود ندارد. حجم نمونه محدود است و گروه A فقط ۱۳ ایمپلنت دارد. همچنین بین دو گروه از نظر توزیع maxilla و mandible عدم تعادل وجود داشت، هرچند این متغیر در مدل آماری بررسی شد.

محدودیت مهم‌تر این است که CBCT بلافاصله پس از جراحی به‌صورت استاندارد برای همه بیماران وجود نداشت. بنابراین مقاله نمی‌تواند مقدار واقعی remodeling اولیه را از روز جراحی تا T1 نشان دهد. علاوه بر این، عرض jumping gap به‌صورت کمی اندازه‌گیری نشده و اثر مستقل شکل provisional restoration نیز جدا نشده است. نویسندگان هم اشاره کرده‌اند که مطالعه برای جداسازی اثر مورفولوژی provisional crown طراحی نشده بود.


جمع‌بندی نهایی

این مطالعه نشان می‌دهد در ایمپلنت فوری تک‌دندانی، ضخامت استخوان باکال پس از فاز healing اولیه ارتباط قوی با وضعیت استخوان در پیگیری ۱۰ ساله دارد. گروهی که در زمان جراحی buccal plate ضخیم‌تری داشت، در بلندمدت هم ضخامت افقی و پوشش عمودی بهتری نشان داد. با این حال، مقدار remodeling از T1 تا T2 بین گروه‌ها تفاوت معنی‌دار نداشت؛ بنابراین تفاوت اصلی احتمالاً در مرحله اولیه healing ایجاد شده و سپس پایدار مانده است.

برای دندانپزشک، پیام عملی این است:
ایمپلنت فوری زمانی قابل دفاع است که انتخاب کیس، CBCT، حفظ buccal plate، implant positioning و طراحی پروتزی اولیه با دقت انجام شده باشد. ضخامت ناکافی استخوان باکال را نباید با تکیه بر immediate loading یا provisionalization نادیده گرفت.


مشخصات منبع

Crespi R, Toti P, Cosola S, Covani U, Mijiritsky E, Menchini-Fabris GB.
Buccal bone plate stability after immediate implant placement and loading: A 10-year radiographic evaluation.
Journal of Stomatology, Oral and Maxillofacial Surgery. 2026;127:102864.
DOI: 10.1016/j.jormas.2026.102864.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *